
من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی

من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
ای چشم تو بیمار ، گرفتار ، گرفتار
برخیز چه پیشامده این بار علمدار
گیریم که دست و علم و مشک بیفتد
برخیز فدای سرت انگار نه انگار
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
یڪ روز همیڹ شخص که در بند تو افتاد
آواره ی آواره ی آواره ی مـن بـود
فرشته_خدابنـده
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
توبه کردم که دگر شعر نگویم ز فراق
این دل توبه شکن با غم عشقت چه کند؟
پروانه حسینی
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
به هوای سیبت اکنون، به بهشت دیگر آیم
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
دلم به غارت بوس از لب ِتو مشتاق است
چو طفل شوخ که مایل بود به چیدن گل
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
وحشت ما کم نگردد ز اجتماع دوستان
چون الف با هر چه پیوندیم تنهاییم ما
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی
پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۶
محرومیِ عشق است که یکبار ندیدیم
شمعی به سرِ تربتِ پروانه گذارند.
برچسب: محروم,
نویسنده: رضا حسنی
چهارشنبه هفتم تیر ۱۳۹۶
گر ز غمت شکست دل؛ راز تو فاش کی شود
گنج نهفته تر شود، خانه اگر خراب شد
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی

من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
بر درش برگ گلـي مي كوبم ، روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم (ای يار خانه ی ما اينجاست) ، تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست؟
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی

من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
بر درش برگ گلـي مي كوبم ، روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم (ای يار خانه ی ما اينجاست) ، تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست؟
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی

من دلم مي خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست، كنج هر ديوارش دوستهايم بنشينند آرام، گل بگو گل بشنو، هر كسی مي خواهد وارد خانه پرعشق و صفايم گردد يك سبد بوی گل سرخ به من هديه دهد. شرط وارد شدنش، شست و شوی دلهاست، شرط آن داشتن يك دل بی رنگ و رياست.
بر درش برگ گلـي مي كوبم ، روي آن با قلم سبز بهار مي نويسم (ای يار خانه ی ما اينجاست) ، تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست؟
برچسب:
نویسنده: رضا حسنی